X
تبلیغات
گلزار هلیله
مسایل قرانی فرهنگی ومحلی
                                             بسم الله الرحمن الرحیم

ای مردم ماشما را ازمردوزنی افریدیم وآنگاه شعبه های بسیاروفرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگررا بشناسیدبزرگوارترین شما نزد خدا باتقوا ترین شماست وخدا ازحال شما آگاه است

سوره مبارکه حجرات آیه ۱۳

  تفکر فرا فامیلی

ما اقوام بزرگ هلیله جا دارد که به همدیگر افتخارکنیم زیرا ازاولین پیوندهای میمون(مبارک) اجدادمان انقدر تارو  پودمان درهم رفته که جداسازی آن غیر ممکن است واین پیوندها هنوزهم ادامه دارد وخواهدداشت پس چه بهتر که همه با هم برای داشتن هلیله آباد وآزاد بیندیشیم        

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم آبان 1389ساعت 11:14  توسط ابوالقاسم انصاری  | 

             فلک آخر به ما جوروجفاکرد

                                              به هجران پدر ما مبتلا کرد

             چه قدر شادم که او اینجا سفر کرد

                                            وجودش در دل خاکش نهان کرد

         خدایا آرزو دارم وجودم

                                             بسان جد و اجداد و ابویم

        در این وادی به زیر خاک گردد

                                            خدایا کن اجابت این دعایم

خواهم که درفراق پدر گریه سر کنم


خون در دل  سپهر  ز  آه  جگر  کنم


خواهم که از دو چشم کنم خون دل روان


وان آتش نهفته دل شعله ور کنم


خواهم بخیمه فلک آتش زنم  چنان


کز آن شرر جهان همه زیر و زبر کنم


خواهم که در رثای پدر نوحه سر دهم


تا ساکنان عرش برین نوحه گر کنم


خواهم چو ابر گریه کنم بر مزار او


خون در دل زمانه بیدادگر کنم


گر طایران خلد ننالند چو من


از آه آتشین همه بی بال و پر کنم


بدرود پدر مهربانم بدرود

از همه عزیزان وسروران گرامی که به هر عنوان با همدردی ودرمراسم تشیع وتدفین وختم مرحوم شرکت فرمودند کمال تشکر وامتنان بعمل می آید ان شا الله بتوانیم با شرکت در مجالس شادی وسرور شما جبران نماییم

مخلص شما

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 12:27  توسط ابوالقاسم انصاری  | 

نویسنده: یدالله حاجي زاده
 
  بيستم ماه صفر در تاريخ، به عنوان اربعين حسيني مشهور شده است. در برخي از روايات به بزرگداشت اين روز اشاره شده است. در حديثي از امام حسن عسكري زيارت اربعين به عنوان يكي از نشانه‌هاي مؤمن شمرده شده است.[1] «اربعين» در منابع، بيشتر به دو رويداد اشاره دارد:
1-   روز مراجعت اسراي كربلا از شام به مدينه؛
2-   روزي كه جابر بن عبدالله انصاري به زيارت قبر امام حسين(ع) مشرف شد.
  اما در اينكه در اين روز اسراي كربلا به كربلا رسيده باشند، ترديدي جدي وجود دارد.
  شيخ مفيد در «مسار الشيعه» آورده است:
 «روز اربعين، روزي است كه اهل بيت امام حسين(ع)، از شام به سوي مدينه مراجعت كردند و نيز روزي است كه جابر بن عبدالله براي زيارت امام حسين(ع) وارد كربلا شد».[2]
 
  شيخ طوسي در «مصباح المتهجّد»[3]و ابن اعثم در الفتوح[4] نيز همين مطلب را ذكر كرده‌اند. ميرزا حسين نوري مي‌نويسد:
«از عبارت شيخ مفيد و شيخ طوسي استفاده مي‌شود كه روز اربعين روزي است كه اسرار از شام به مقصد مدينه خارج شدند. نه آنكه در آن روز به مدينه رسيدند.[5] »
 
در اين ميان سيد بن طاوس در «لهوف»، اربعين را روز بازگشت اسرا از شام به كربلا ذكر كرده است. ايشان مي‌نويسد:
 «وقتي اسراي كربلا از شام به طرف عراق بازگشتند به راهنماي كاروان گفتند: ما را به كربلا ببر. بنابراين آن‌ها به محل شهادت امام حسين(ع) آمدند. سپس در آنجا به اقامه عزا و گریه و زاری برای اباعبدالله پرداختند ...»[6]
 
  ابن نما حلي نيز روز اربعين را روز بازگشت اسرا از شام به كربلا و ملاقات آن‌ها با جابر و عده‌اي از بني هاشم ذكر كرده است.[7] ميرزا حسين نوري پس از از نقل قول سيد بن طاوس به نقد آن پرداخته است.[8]
  رسول جعفريان مي‌نويسد:
«شيخ مفيد در ارشاد، ابومخنّف در مقتل الحسين، بلاذري در انساب الاشراف، دينوري در اخبار الطوال و أبن سعد در الطبقات الكبري، اشاره‌اي به بازگشت اسرا به كربلا نكرده‌اند».[9]
 
  شيخ عباس قمي هم داستان آمدن اسراي كربلا را در اربعين از شام به كربلا بسيار بعيد مي‌داند.[10]
  محمدابراهيم آيتي[11] و شهيد مطهري (ره) نيز آمدن اسراي كربلا را در روز اربعين به كربلا، انكار كرده‌اند. شهيد مطهري مي‌نويسد:
«جز در كتاب لهوف كه آن هم نويسنده‌اش در كتاب‌هاي ديگرش آن را تكذيب كرده و لااقل تأكيد نكرده، در هيچ كتاب ديگري چنين چيزي نيست و هيچ دليل عقلي هم اين را تأييد نمي‌كند».[12]
 
  امّا در خصوص ورود جابر بن عبدالله انصاري در روز اربعين سال 61 هجري به كربلا، به نظر مي‌رسد بين منابع تاريخي چندان اختلافي نباشد. شيخ طوسي مي‌نويسد:
«روز اربعين روزي است كه جابر بن عبدالله انصاري صحابي رسول خدا(ص) از مدينه براي زيارت قبر امام حسين(ع) به كربلا آمد و او اولين زائري بود كه قبر شريف آن حضرت را زيارت كرد».[13]
 
  مرحوم آيتي مي‌نويسد:
«جابر بيستم ماه صفر، درست چهل روز بعد از شهادت امام وارد كربلا شد و سنت زيارت اربعين امام به دست او تأسيس گرديد».[14]
 
  فردي كه به همراه جابر در اين روز به كربلا آمده «عطيه بن سعد بن جناده عوفي كوفي» است. آيتي، در خصوصي شخصيت وي مي‌نويسد:
«بسيار شده است كه از روي ناداني و بي‌اطلاعي وي را غلام جابر گفته‌اند، در حالي كه او يكي از بزرگترين دانشمندان و مفسران اسلامي است. وي از بزرگان تابعين و از شاگردان عبدالله بن عباس مي‌باشد. و تفسيري در پنج مجلّد بر قرآن مجيد نوشته و از راويان حديث محسوب مي‌شود».[15]
 
  در كتاب بشادة المصطفي آمده است:
عطيه عوفي مي‌گويد، به همراه جابر بن عبدالله انصاري به منظور زيارت قبر امام حسين(ع) وارد كربلا شديم. جابر نزديك شريعه فرات رفت. غسل كرد و لباس‌هاي نيكو پوشيد ... سپس به طرف قبر مطهر حركت كرديم. جابر هيچ قدمي را بر نمي‌داشت، الا اينكه ذكر خدا مي‌گفت. تا به نزديك قبر رسيديم. سپس به من گفت مرا به قبر برسان.[16]
  من دست او را روي قبر گذاشتم. جابر روي قبر افتاد و غش كرد. سپس من مقداري آب روي صورتش پاشيدم وقتي به هوش آمد سه بار گفت: يا حسين. سپس گفت: اي حسين چرا جواب مرا نمي‌دهي؟! سپس به خودش گفت: چگونه مي‌تواني جواب دهي در حالي كه رگ هاي گلوي تو را بريده‌اند و بين سر و بدنت جدايي افتاده است. شهادت مي‌دهم كه تو فرزند خاتم النبين و سيد المؤمنين ... و پنجمين فرد از " اصحاب کساء " هستي ...درود و سلام و رضوان الهي بر تو باد. سپس به اطراف قبر امام حسين(ع) حركت كرد و گفت: السلام عليكم ايتها الارواح التي حلت بفناء الحسين ... اشهد انكم اقمتم الصلاة و آتيتم الزكاة و امرتم بالمعروف و نهيتم عن المنكر...»[17]
  به نظر مي‌رسد روز اربعين روزي است كه اهل بيت امام حسين(ع) از شام به قصد مدينه حركت كرده‌اند. به جز «لهوف»[18] كه جريان ورود اهل بيت امام حسين(ع) را در اين روز به كربلا نقل كرده، و البته در كتاب‌هاي ديگرش هم آن را تائيد نكرده است، در منابع دست اول مطلبي در خصوص ورود اسراي كربلا در روز اربعين به كربلا وجود ندارد.
 
 
منابع


[1]- محمد بن محمد بن نعمان، المزار، قم، مدرسه الامام الهادي، چاپ اول،ص 53.
[2]- محمد بن محمد بن نعمان، مسار الشيعه، بيروت، دارالمفيد، 1414، چاپ دوم، ص 46.
[3]- شيخ طوسي، محمد بن حسن؛ مصباح المتهجد، بيروت، مؤسسه الشيعه، چاپ اول، 1411، ص 787.
[4]- ابن اعلم كوفي، احمد؛ ترجمه محمد بن محمد بن مستوفي هروي، تهران، انتشارات آموزش و انقلاب اسلامي، 1372، ص 916.
[5]- النوري، الميرزا؛ لولو و مرجان، تهران، فراهاني، 1364، ص 154.
[6]- حسنی، سید ابن طاووس، اللهوف فی قتلی الطوف، بیجا، مهر، 1417ه.ق، ص114
[7]- حلی، ابن نما؛ مثیر الاحزان، نجف، الحیدریه، 1369ه.ق، ص86.
[8]- نوری، الميرزا؛ پيشين، ص 152.
[9]- جعفريان، رسول؛ نأملي در نهضت عاشورا، قم، نشر مورخ، 1386ش، ص 216.
[10]- قمي، شيخ عباس؛ منتهي الامال، بي‌جا، مطبوعاتي حسيني، 1370، ج1، ص 525.
[11]- آیتی، محمد ابراهیم؛ بررسی تاریخ عاشورا، تهران، صدوق، 1372ه.ش، هشتم، ص139.
[12]- مطهري، مرتضي؛ حماسه حسيني، تهران، صدرا، 1373، چاپ بيست و يكم، ج1، ص 30.
[13]- طوسي، محمد بن حسن؛ پيشين، ص 787.
[14]- آيتي، محمدابراهيم، پيشين، ص 231-230.
[15]- همان، ص 232-231.
[16]- برخي نقل كرده‌اند كه جابر در اين زمان تقريباً نابينا بوده است.
[17]- طبري، محمد بن علي؛ بشارة المصطفي، قم، مؤسسه النشر الاسلامي، 1420، چاپ اول، ص 126.
[18]- به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه لهوف از منابع دست اول نيست اين كتاب در قرن هفتم هجري نوشته شده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 22:27  توسط ابوالقاسم انصاری  | 

هوالجمیل
_____
تقدیم به گلزار جویان بیشهری

**
باز باران آمد و بیشهر ما شاداب شد
دره میخور و زامردو همی پر آب شد
.
توی سهبوتی شده گلزار نرگس های ناز
بس گل سلهب در آرد سرزمین خس دراز
.
برم آب آورد و جاری شد جنان نهر بهشت
بر لب آن جوی باید حاصل بالنگ کشت
.
گو بیاید صالح و عبدالحسن، سید حسین
حاصلی کارند با سید احمد و مشتی حسین
.
دره جابر شده پر آب و جاری، چشمه زا
سید غلی کو، مشهدی محمود،کو مشتی رضا
.
در سیاهو نیست دیگر بانگ مش محمد علی
کو حسین زار خدر ، کی رفت علی غلملی
.
از کمالی، هـــای حاج اسمایل می آید به گوش
شد نجف با محمد زار عبدلا اندر خروش
.
کو غلومرضا برترین فرزند میشت عبدالحسین
کو زار عبدالله ِی حاجی عبدالرسول ای نورعین

**
کاش ما قدر نیاکان را بدانیم ای عزیز
تا رها سازیم جان را زین همه جنگ و ستیز
.
حاجی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 21:47  توسط ابوالقاسم انصاری  | 

                             بسم الله الرحمن الرحیم

مقطعی بسیار زیبا وشنیدنی از تلاوت سوره علق استاد مرحوم محمد صدیق منشاوی

                                      حتما بشنوید

آدرس     http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1291481894.mp3

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 19:17  توسط ابوالقاسم انصاری  | 

                       بسم الله الرحمن الرحیم

فایل صوتی قسمتی از تلاوت قرآن مرحوم شیخ حسن خلیلی مربوط به سال ۱۳۶۲

       امیدوارم خاطرات مرحوم در اذهان تداعی گردد روحش شاد

*بدلیل قدیمی بودن نوار، فایل از کیفیت مطلوب برخوردارنیست *

آدرس:      

http://golzarheleileh.20upload.net/files/1389/aban2/Zabt11.mp3

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 21:32  توسط ابوالقاسم انصاری  | 


بسم الله الرحمن الرحیم
 
دراین  بخش مطالبی در خصوص نحوه اجرای مقامات تقدیم میگردد
 
انواع ترکیب
ترکیب متجانس:ترکیبی است که در آن اجزای مختلف یک مقام با هم ترکیب میگردد                                                                                 
 مثلا جواب وجواب قرار مقام صبا                     

*ترکیب متقارب: ترکیب الحان نزدیک به هم که نیاز به مبدل ندارند.
 مثلا حجاز+نهاوند-صبا +حجاز 

*ترکیب متباعد: ترکیب دو مقام دورازهم که با مبدل انجام میگردد.
 مثال: صبا + رست ، صبا + سه گاه

-اکثر قرا تلاوت خود را با نغمه بیات شروع میکنند.
*استاد عبدالعزیز حسان با نغمه رست شروع می کردند

هرم تلاوت:اگر کل تلاوت را یک هرم (شروع-اوج -فرود)در نظر بگیریم در تلاوت کلاسیک با نغمه بیات شروع وبا توجه به سبک قاری مثلا به مقام صبا ،حجاز نهاوندمنتقل وبه اوج میرسد وسیر عکس را عمل نموده نهاوند حجاز صبارا اجرا وبا بیات تلاوت خاتمه می یابد وپرده شروع وفرود تلاوت با باهم یکی باشد. 

مواردی کلی در مورد مقامات
دستگاه  عجم
نغمه عجم در بین مقامات صبا-نهاوند-چهارگاه اجرامیگردد ودوباره به مقام اولیه برمیگردند

دستگاه چهارگاه
مقام چهارگاه بعد ازمقام رست اجرا میگردد پس رست مبدل ورود به چهارگاه میباشد.
استاد عبدالباسط وشحات محمد انور تبحر خاصی در اجرای نغمه چهارگاه داشته اند.

دستگاه بیات
مقام بیات به ام النغمات معروف است ودارای فروعات زیاد میباشد.  
 استاد مصطفی اسماعیل در اجرای مقام بیات تبحر فوق العاده ای داشته اند.
تلاوت با مقام بیات شروع شده واگر در طبقه صوتی پایین باشد به رست مانند استاد منشاوی وشحات واگر در طبقه صوتی بالا باشد به صبا منتقل میشود مانند استاد مصطفی اسماعیل وعبدالباسط.


دستگاه صبا
مقام صبا در پرده صوتی بالا اجرا میگردد ومعمولا بعداز بیات وبعد از آن حجاز اجرامیگردد.
مقام فرعی رمل در دل مقام صبا ونهاوند در جایی که کلمه ای در یک آیه معنی خاص وقابل توجه ای داشته باشد وبخواهیم آن کلمه را متفاوت از بقیه نشان دهیم استفاده میشود.

 
دستگاه حجاز
حجاز نغمه ای حزین میباشد ومعمولا بعداز صباونهاوند وبعد از حجاز مقام سه گاه ونهاوند اجرا میگردد.
اذانها بخصوص اذان مکه ومدینه  در این نغمه میباشد. 

دستگاه نهاوند
نهاوند نه مانند صبا وبیات حزین ونه مقامی مهیج میباشد این مقام قدرت مانور زیاد دارد وقاریان علاقه زیاد به ورود به نغمه نهاوند دارند.
قدرت مانور قاری در این مقام بیشتر است و چون قراء، این مقام را دوست دارند، زمان بیشتری به اجرای آن می پردازند.
ترکیب دومقام نهاوند رست زیاد مورد استفاده قرارمیگیرد.
اساتیددر اجرای مقام نهاوند سبک خاصی دارند ولی اساس و چارچوب آنها یکی است.
 نهاوند استاد منشاوی شکلی منحصر به فرد دارد.
استاد شحات در اجرای نغمات نهاوند و سه گاه، مهارت خاصی دارند.

انواع قرائت

 قرائت مبسوط خوانی:کل قرائت در یک مقام خوانده میشود
 قرائت ترکیبی:مقامات بصورت ترکیبی (متجانس-متقارب-متباعد)اجرا میگردد 
قرائت ترکیزی :یک نغمه به عنوان مرکزیت تلاوت انتخاب وقاری مقامات مختلف را اجرا ودوباره به نغمه اصلی برمیگردد.
تلاوت استاد منشاوی وطبلاوی از نوع ترکیزی میباشد.
قرائت متنوع:در این نوع تلاوت مقامات مختلف بدون ترکیب اجرا میگرد.
 
گسترده ترین نوع قرائت ،قرائت ترکیبی است که از ترکیب مقامات مختلف استفاده می شود .
ترکیب مقامات در بعضی موارد باعث ناهماهنگی آوایی میشود که باید از مبلها استفاده نمود مانند انتقال از حجاز به چهارگاه که میباست از مبدل رست استفاده نمود یا انتقال از سه گاه به حجاز که از مبدل منصوری استفاده میگردد. 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 21:12  توسط ابوالقاسم انصاری  | 

 مقامات قرآنی 
آشنایی با مقامات


به صدای قاری، صوت می گویند اما به آهنگ صدای او، نوا یا نغمه یا مقام یا دستگاه یا لحن اطلاق می شود.
نغمه های اصلی عربی هفت نغمه است:
1-صبا
2-نهاوند(نهوند)
3-عجم (ترکیبی از ماهور وچهارگاه)
4-بیات(بیاتی)
5-سه گاه (سجاه یا سیکاه)
6-حجاز
7-رست


اکثر این مقامات موسیقی ایرانی بوده ولی بعد ازسالها که اعراب ازانها استفاده کرده آنها را عربی خوانده اند 

هر یک از این مقامات، گوشه های بسیار دارد.

بیش از ۳۰۰نغمه وجود دارد که بخشی از آنها در قرائت قرآن استفاده میشود
یادگیری مقامات با توجه به اینکه سماعی میباشد فقط با گوش دادن وتکرار زیاد امکان پذیر است لذا میشود از تواشیح .ابتهالات.ونوار قرائت اساتید که توسط یک استاد مقام بندی شده باشد استفاده کرد

 

 قاری مبتدی  باید از یک استاد خوب با توجه به نوع صدا و روحیات خود وبمدت زیاد تقلید نماید؛بگونه ای که قرائتی که بصورت تقلیدی کارمیکند را حفظ شده ومقامات بکار رفته در آن در ذهن او نقش بندد یکی از فواید اصلی تقلید از یک استاد بر طرف شدن ناهنجاریهای صوتی و شکل گرفتن صدای اوست  آن هم به مدت طولانی.
-هر مقام دارای سه قسمت میباشد :
1-قرار(مقدمه) (شروع مقام)
2-جواب (که هم از نظر لحنی و هم از نظر ارتفاع طبقه صوتی در طبقه بالاتر اجرامیگردد ولی میشود در طبقه صوتی قرار جواب را هم خواند)
3-جواب الجواب (دارای ارتفاع صوتی بالاتری از قرار و جواب الجواب میباشد . این بخش  در برخی مقامامات، به دلیل اینکه طبقه صوتی بالایی را می طلبد اجرا نمیکنند.)
تفاوت سه بخش قرار.جواب وجواب الجواب هم از نظر لحن وهم از نظر طبقه صوتی میباشد که جهت انتقال از قرار به جواب وجواب الجواب قاری میتواند از حرکات مدی یا یا حرکات کشیده آ .ای.او استفاده نماید .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 18:18  توسط ابوالقاسم انصاری  | 

                                            بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایها الذین امنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم

در طی چند روز اخیر وبعد از جلسه نماینده محترم مجلس در مسدالرسول وایجاد وبلاگ صفورا که قومی بزرگ را مورد هجمه وبی احترامی خود قرارداده بود  گمانه زنیهایی نسبت به بعضی افراد بوجود آمده که جو محل را متشنج ساخته لذا با توجه به اینکه هنوز مدیر وبلاگ مذکور از طریق مراجع مربوطه معرفی نگردیده شایسته است از متهم کردن شخص یا قومی خاص خودداری گردد همچنین عمل یک فرد منسوب به گروه خاص را تا زمانی که همفکری وتعاون آنها اشکارنشده را نمی توان به همه آنها نسبت داد   

والسلام علی من اتبع الهدی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 15:59  توسط ابوالقاسم انصاری  | 

                                      بسمه تعالی
برای‌ آنکه‌ هدف‌ اصلی‌ قرائت‌، که‌ همان‌ القای‌ درست‌ و شایستة‌ معانی‌ قرآن‌ است‌، تحقق‌ یابد، رعایت‌ دو اصل‌ مهم‌ ضرورت‌ دارد:
اصل‌ اول‌: درک‌ احساس‌ خاص‌ از هر مقام‌. در این‌باره‌ نمی‌توان‌ احساس‌ کلی‌ را بیان‌ کرد و توقع‌ داشت‌ که‌ همه‌، این‌ احساس‌ را نسبت‌ به‌ مقامات‌ داشته‌ باشند. زیرا نفوس‌ انسانها مختلف‌ است‌، و هر کس‌ از آنچه‌ که‌ در پیرامونش‌ می‌گذرد، احساس‌ خاصی‌ دارد. با وجود این‌، یک‌ احساس‌ کلی‌ و اجماعی‌ در میان‌ قاریان‌ معروف‌ نسبت‌ به‌ یکایک‌ مقامات‌ شکل‌ گرفته‌ است‌، که‌ در اینجا به‌ اختصار بدان‌ می‌پردازیم‌:
1. مقام‌ بیات‌: ‌ زیباترین‌ مقام‌ قرآنی‌،بیات‌ است‌؛ چه‌ از لحاظ‌ لطافت‌ و حزن‌ معنوی‌ و چه‌ از نظر وسعت‌ گوشه‌ها و گستردگی‌ آنها. به‌ همین‌ دلیل‌ آن‌ را «ام‌النغمات‌» می‌گویند.
2. مقام‌ رست‌: مقامی‌ است‌ بسیار زیبا که‌ حالت‌ وقار، صلابت‌، متانت‌ و بیانگری‌ دارد، و بدان‌ «ملک‌ المقامات‌» گویند. واکثر تلاوتهای ترکیزی مبتنی بر این مقام است
3. مقام‌ سگاه‌: این‌ مقام‌ حالت‌ هیجانی‌ نفسانی‌ در انسان‌ برمی‌انگیزد. برخی‌ از گوشه‌ها سگاه‌ حالت‌ امید، رجا و شادمانی‌ معنوی‌ در قاری‌ ایجاد می‌کند و برخی‌ از گوشه‌های‌ آن‌، حزنی‌ معنوی‌ در نفس‌ به‌ وجود می‌آورد.
4. مقام‌ حجاز: نغمة‌ جذاب‌ و گسترده‌ای‌ است‌. برخی‌ از گوشه‌هایش‌ سرور معنوی‌ و برخی‌ از آنها، حالت‌ بشارت‌ دهنده‌ دارد و عشق‌ و محبت‌ الهی‌ را در انسان‌ برمی انگیزد.
5. مقام‌ چهارگاه‌: مقامی‌ است‌ که‌ دارای ‌ جذابیت‌ و حالت‌ یادآوری‌ و خاطره‌انگیزی‌ دارد، و برخی‌ از گوشه‌هایش‌ انسان‌ را متأثر از حزنی‌ معنوی‌ می‌گرداند.
6. مقام‌ صبا: ‌ حزین ترین مقام میباشد‌  و  حالت‌ هشدار و انذار‌ دارد. بعضی‌ از گوشه‌های‌ آن‌، تحسّر و تأثر شدیدی‌ در قاری‌ به‌ وجود می‌آورد.
7. مقام‌ نهاوند: مقامی‌ است‌ که‌ بعضی‌ از گوشه‌های‌ آن‌، همچون‌ گلی‌ رنگارنگ‌ و خوشبوست‌ و از حیث‌ لطافت‌، نسیم‌ سحرگاهان‌ را می‌ماند، و حالت‌ محبّت‌، سرور و بهجت‌ در نفس‌ ایجاد می‌کند.
اصل‌ دوم‌: شناخت‌ موضوعات‌ متنوع‌ قرآن‌ کریم‌ و درک‌ تناسب‌ آنها با مقامات‌ است‌. برای‌ عملی‌ شدن‌ این‌ اصل‌، لازم‌ است‌ موضوعات‌ متنوع‌ قرآن‌ را استخراج‌ و جمع‌آوری‌ کرده‌، هریک‌ از مقامات‌ را به‌ آنها عرضه‌ کرد. سپس‌ نسبت‌ مقامات‌ و آیات‌ را تعیین‌ نمود. برای‌ نمونه‌، توحید و اسما و صفات‌ الهی‌ با مقامات‌ بیات‌، نهاوند، رست‌ و برخی‌ از گوشه‌های‌ حجاز تناسب‌ دارد. نشانه‌های‌ الهی‌ با مقامات‌ سگاه‌، چهارگاه‌، رست‌ و برخی‌ از گوشه‌های‌ حجاز؛ نبوت‌ عامه‌ با مقامات‌ بیات‌ و رست‌؛ تاریخ‌ انبیا با مقام‌ چهارگاه‌؛ نبوت‌ خاصه‌ با مقامات‌ بیات‌؛ اخلاق‌ با مقامات‌ بیات‌ و نهاوند؛ معاد با مقامات‌ بیات‌ و صبا؛حالات مؤمنین‌ با مقامات‌ بیات‌، نهاوند، سگاه‌ و حجاز، وحالات مشرکین‌ و کفار با مقامات‌ چهارگاه‌ و صبا تناسب‌ دارند. روشن‌ است‌ که‌ تلاوتی‌ که‌ خالی‌ از این‌ تناسبها باشد، بی‌روح‌ و بعضاً بی‌معنا می‌شود. با شناخت‌ حالت‌ هر مقام‌ و موضوعات‌ آیات‌ و تناسب‌ آنها با یکدیگر و رعایت‌ تناسب‌، تلاوت‌ قاری‌ قرآن‌ علاوه‌ بر بیان‌ لفظی‌، بیان‌ تصویری‌ پیدا می‌کند. این‌ بیان‌ یکی‌ از مصادیق‌ اعجاز لفظی‌ قرآن‌ است‌، و تنها هنری‌ که‌ می‌تواند آن‌ را به‌ منصة‌ ظهور برساند، هنر قرائت‌ است‌
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 21:36  توسط ابوالقاسم انصاری  |